ابن خلدون ( مترجم : آيتى )

559

تاريخ ابن خلدون ( فارسي )

كه ما را هزار سر است و يك دم و حال آنكه شما را يك سر است و هزار دم . اين سخن سبب ترغيب دوشى خان شد . بيبرس گويد : مغولان لشكر گرد آوردند و بر قفچاق تاختند و بسيارى كشتند و بسيارى اسير و برده ساختند و در اطراف بلاد پراكنده نمودند و بسيارى را بازرگانان برده‌فروش به مصر آوردند ، ولى خداوند ، در عوض آنان را دو چيز عنايت كرد : يكى دخول در ايمان و ديگر استيلا بر ملك و سلطنت . پايان كلام بيبرس . از اين قصه چنان برمىآيد كه قبيلهء دورت از قفچاق است و قبيلهء طغصبا از تتر . و نيز چنين مستفاد مىشود كه اين تيره‌ها كه برشمرد از يك بطن واحد نيستند . همچنين معلوم مىشود كه اين تركان كه در بلاد مصر هستند همه قفچاق هستند . و اللّه تعالى اعلم . خبر از استيلاى ترك در مصر و جدايى آنها از بنى ايوب و دولت المعز آيبك نخستين ملوك ايشان گفتيم كه الملك الصالح نجم الدين ايوب بن الملك الكامل بن الملك العادل بسيارى بردگان ترك داشت . اينان جمعى تركمان بودند و جمعى ارمن و رومى و چركس و غير ايشان ولى به طور عام همه را ترك مىگفتند ، زيرا شمار تركان از ديگران افزونتر بود و برتريشان بيشتر . آنچه سبب امتياز اين طوايف از يك ديگر مىشد ، يا نسب بود و يا انتسابى كه به يكى از صاحبان قدرت داشتند . مثلا جمعى را عزيزى مىخواندند ، اينان منسوب به الملك العزيز عثمان بن صلاح الدين بودند و جمعى را صالحى مىگفتند منسوب به الملك الصالح نجم الدين ايوب و جماعتى را بحرى مىناميدند منسوب به قلعه‌اى كه الملك الصالح ميان دو شعبهء نيل در برابر مقياس ساخته بود و پادگان خود را در آنجا قرار داده بود . از آن ميان ، اين مماليك بحرى را شوكت و اعتبار خاصى بود و در زمرهء خواص سلطان بودند . از بزرگانشان عز الدين آيبك چاشنيگير تركمانى و همتاى او فارس الدين اقطاى جامه‌دار و ركن الدين بيبرس بندقدارى به شمار است . و گفتيم كه الملك الصالح ايوب به هنگام محاصرهء فرنگان دمياط را ، در سال 647 وفات كرد و مرگش را پنهان داشتند تا به تدبير كارها پردازند . پس زمام امور را زوجهء او ام خليل شجرة الدر كه كنيز صاحب فرزند او بود به دست گرفت . آنگاه نزد پسرش الملك المعظم تورانشاه كس فرستادند و او را فراخواندند . در اين احوال فرنگان را از مرگ الملك الصالح ايوب خبر شد . بناگهان به لشكرگاه مسلمانان حمله آوردند . سپاه مسلمانان در آغاز منهزم شد و فخر الدين اتابك كشته شد سپس مسلمانان نيك پاى فشردند و اميران ترك در اين روز هنرها نمودند و با حمله‌اى دشمن را كه